• کل بازدیدها :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
چهارشنبه 1 خرداد 1392 :: نگارنده : ع. ربیع زاده

طهارت و تقوای زبان


« یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت  لغد و  اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون...»
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا دارید.
وانسان باید بنگرد که برای فردا چه پیش فرستاده است . و از خدا بترسید.بی تردید خدا به آنچه می کنید آگاه است...
مولا علی (علیه السلام)می فرمایند:
دنیا منزلگاهی است پرفراز و نشیب و خانه ای است ناپایدار...
و چون این چنین است ، زاد راه سفر برگیرید و بهترین زاد راه تقواست:
« و اتقوا  الله لعلکم تفلحون...»


اما حقیقت تقوا چیست؟ وچگونه می توان آن را در زندگی به کار برد؟
علامه طباطبایی حقیقت تقوا را این گونه بیان می فرمایند: « تقوای خداوند سبحان عبارت است از:خداوند متعال اطاعت شود ومعصیت نشود.وبنده او در همه احوال برای او خاضع گردد.چه اینکه او نعمتش بدهد چه اینکه ندهد
بنابراین تقوا که خدا در قرآن بارها سفارش کرده همان « انجام واجبات و ترک محرمات است».در واقع این گونه به نظر می رسد که تقوا حقیقتی است که باید در وجود ما به طورکامل تجلی گردد. در گوش ما در چشم ما در زبان ما در فکر ما و مهمتر از همه در قلب ما که سرمنشا احساسات آدمی است.

و اما تقوای زبان:
زبان مبارک انسان همانند دیگر اعضایش موجودی است که خداوند آن را پاک و طاهر خلق کرده که اگر انسان در حفظ و پاکی آن کوشا نباشد و هر آنچه می خواهد بگوید علاوه بر نجاست زبان و صوتی که از دهانش خارج می شود، گوش مخاطب را نیز آلوده و نجس می کند. ولذا آیه «لا یمسه الا المطهرون» در همه جا جاری است.
خیلی ها تصور می کنند نجاست همیشه همین بول و غائط است که انسان باید آن را از خودش دفع کند و حال اینکه نجاست معنای عامی دارد که حرف بیهوده و گزاف را نیز شامل می شود و دهان به واسطه آن نجس می گردد و قابلیت خواندن قرآن را از دست می دهد. دهانی که به غیبت کردن، دروغ گفتن و فحش دادن و حرف های گزاف و بیهوده باز شود فاقد طهارت است و نشان از یک نجاست باطنی دارد . زیرا نجاست درون ،نجاست بیرونی را نیز در پی دارد.گاهی ممکن است ظاهر بدن نجس باشد امان درون بدن نجس نباشد، اما در موردبد دهان و آنکه حرف لغو می گوید باید گفت درونش نجس بوده که به بیرون سرایت کرده است. به خاطر همین در روایات فرموده اند: با کسی که بد دهان است رفیق نشوید زیرا دوستان بد دهان انسان را بد بار می آورند.
 خلاصه آنکه برخی از مصادیق تقوای زبان : 1-غیبت نکردن 2-حرف بیهوده نزدن 3-دشنام ندادن 4-دروغ نگفتن است. چه چیز دیگری به نظر شما از مصادیق تقوای زبان است؟....

(باتشکر از خانم سماء به جهت تالیف و ارسال مطلب فوق)





نظرات :
سربرگ : تربیت و اخلاق، علوم قرآنی و حدیث، عرفان نظری وعملی، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 :: نگارنده : منتظر *

لیلة الرغائب

هرشب به دل غمزده غوغای تودارم           نقشی به دل ازقامت رعنای تودارم

نادیده مجسم شده ای دربرچشمم           آن سان که نظربررخ زیبای تودارم

ای یوسف زهراسربازارمحبت                    بارشته کلافی سرسودای تو دارم 

شب جمعه اوّل ماه رجب لیلة الرغائب است که بسیار با فضیلت و اهمیت است،شب آرزوها و امیدها،شبی که فرشتگان الهی

به زمین نازل می شوندتا رحمت خداوندی را بر بشریت تقدیم دارند.شبی که بایدقدر آن رابدانیم تاانشاالله درآینده شب های قدر را

بتوانیم درک کنیم.

آیاواقعا لیلة الرغائب به معنای شب آرزوهاست؟. معنای رغائب که جمع (رغیبه)می باشدعبارت از رغبت و میل به چیزی و همچنین به معنای عطا و بخشش فراوان می باشد. پس لیلة الرغائب شبی است که میل و توجه به عبادت و بندگی درآن باید زیاد باشد و شبی است که درآن عطا و بخشش الهی بربندگان بسیاراست. آری این شب باعظمت راپیش روداریم،بزرگترین دعا و آرزویمان درلیلة الرغائب فرج مولایمان صاحب الزمان است که عرضه می داریم :

گرپانهی به کلبه احزان من شبی        سرمی نهم به شوق ارادت به پای تو     

جانان من که جان به لب آمدزدوریت      بنمای رخ که جان بدهم ازبرای تو     

امّااعمال این شب: پنجشنبه اول ر اباید روزه گرفت و شب جمعه مابین نمازمغرب و عشا دوازده رکعت نمازدارد که فضیلت بسیار یرای آن ذکرشده،از جمله این که هرکس این نماز رابخواند خداوند شب اول قبرثواب آن رابه صورتی زیبا و روی گشاده می فرستد وبه اومی گویدا ی حبیب من بشارت باد تورا که نجات یافتی از هر شدّت و سختی.سؤال می کند تو کیستی؟به خداقسم من چهره ای بهتر از تو ندیدم و کلامی شیرین تر از تونشنیدم و بویی بهتر از بوی تو استشمام نکردم...می گوید من ثواب آن نمازم که درشب لیلة الرغائب ازفلان سال بجا آوردی امشب نزد تو آمدم تاحق تورا ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را ازتوبردارم و چون صور دمیده شود درقیامت من سایه سر تو خواهم شد...کیفیت خواندن این نمازبدین گونه است:



ادامه مطلب


نظرات :
سربرگ : تربیت و اخلاق، علوم قرآنی و حدیث، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




چهارشنبه 28 فروردین 1392 :: نگارنده : ع. ربیع زاده
دعای حقیقی و مبدأ میل انسانی


در فرهنگ دینی دعا از جایگاه رفیعی برخوردار است تا جایی که مانند نماز آن را عمود دین دانسته‌اند و از آن به سلاح مومن تعبیر نموده‌اند(1). مسلماً حقیقتی که باعث شده تا دعا و طلب به همراه آداب و ملحقات آن از چنین جایگاهی برخوردار گردد، صرف دعای زبانی و اصطلاحاً وجود لفظی آن نیست بلکه حقیقت و جنبه ی معنوی آن است.
یکی از مهم‌ترین مقدمات و لوازم پذیرش دعا و اثربخشی آن در ساحت نفسانی انسان، همسان نمودن خواست‌های قلبی و در حقیقت ریشه‌های امیال قلبی با حق است. اینکه انسان در نفس خود خواهان آنچه که پروردگارش به خواستن آن دستور داده، باشد بسیار مهم است؛ به عبارت دیگر باید ریشه ی خواست‌های انسان به عبودیت بازگردد و نه چیز دیگر تا با وحدت یافتن حقیقت انسان و رهایی از پرستش کثرات هوای نفس و مطامع دنیوی دست یابی به مراتب متعالی هستی میسر شود. اینکه در گنجینه روایات اسلامی راجع به دعا آداب بسیاری آمده است نشانگر اهمیت و جایگاه خاص رشد انسان در بهره برداری از اسرار معنوی دعا است. از سوی دیگر دستوراتی از قبیل قناعت، راضی بودن به رزق مقدر، چشم نداشتن به مال مردم و... می‌تواند به جهت اصلاح مبدأ میل و منشأ خواست‌های انسان باشد.
---------------------------------------------------------------------------
پانوشت:
(1)    الکافی ج2 ص 468 باب أن الدعاء سلاح المؤمن: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَیُّوبَ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْمُؤْمِنِ وَ عَمُودُ الدِّینِ وَ نُورُ السَّماواتِ وَ الأرض.





نظرات :
سربرگ : دست نوشته، تربیت و اخلاق، علوم قرآنی و حدیث، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




تقدم فاعل بر فعل در شخصیت شناسی افراد

قال علی علیه السلام:«فَاعِلُ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْهُ.»

 نیکو کار، از کار نیک بهتر و بدکار از کار بد بدتر است.

نهج البلاغه-حکمت 32

در مباحث انسان شناسی و علم النفس اسلامی، تمامی افعال و اعمالی که از انسان سر می‌زند بوسیله مبادی نفسانی و روحانی آن تفسیر می‌شوند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها ملکات و صفات ثابت انسان است و علم اخلاق اسلامی عهده دار شناخت، هدایت و اصلاح آن می باشد. این امر در تعاریفی که از این علم شده به خوبی روشن است به عنوان مثال خواجه نصیر الدین طوسی در «اخلاق ناصری» علم اخلاق را این گونه تعریف می‌کند: «علمی است به آنکه نفس انسانی چگونه می‌تواند خلقی کسب کند که تمامی احوال و افعال که به اراده او از او صادر می‌شود زیبا و محمود (مورد ستایش) باشد.»

همچنین ملا مهدی نراقی در کتاب جامع السعادات در تعریف علم اخلاق می‌گوید: «علم اخلاق دانش صفات مهلکه و منجیه و چگونگی موصوف شدن و متخلق گردیدن به صفات نجات بخش و رها شدن از صفت هلاک کننده می‌باشد.»

مطابق قاعده علیت عمومی، مبادی و مقدمات علی از لحاظ وجودی باید اقوی از معلول باشند و به وجود آمدن چیزی از امری که در مرتبه ضعیف تر است محال می‌باشد. با چنین منظری می‌توان به یکی از زوایای کلام حضرت پی برد، انجام دهنده کار نیک بدلیل داشتن منشأ و مبدأ نفسانی خیر اقدام به انجام آن می‌کند و درحقیقت ملکات اخلاقی وی که بخشی از آن متأثر از اختیار شخص و حاصل اکتساب است مقدمه حدوث فعل قرار گرفته است. به همین صورت افراد فاسق و خطا کار اقدام به انجام امور ناشایست می‌کنند. در نتیجه فقط افعال صادرشده از انسان‌ها به تنهایی نمی‌تواند ملاکی برای شناخت شخصیت آن‌ها باشد.





نظرات :
سربرگ : دست نوشته، سبک رندگی، تربیت و اخلاق، علوم قرآنی و حدیث، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




تأویل گریه و خنده کودک از دیدگاه امام صادق(ع)

مفضل می‌گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد طفل پرسیدم که چرا بدون علت می‌خندد یا بدون درد می‌گرید؟
فرمودند: ای مفضل! هیچ طفلی نیست مگر اینکه امام را می‌بیند و با ایشان نجوا می‌کند. علت گریه‌اش غایب شدن امام از اوست و علت خنده‌اش رو آوردن امام به اوست. وقتی زبانش به سخن باز شد این باب بر او بسته می‌شود و بر قلبش مُهر فراموشی زده می‌شود.
(علل الشرایع ج2 ص584)





نظرات :
سربرگ : تربیت و اخلاق، علوم قرآنی و حدیث، بنیان مقدس خانواده، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :




حقوق و وظایف انسان در رساله الحقوق امام سجاد(ع)

خدایت بیامرزد! آگاه باش كه پروردگار را بر تو حقوقی است كه سراپای وجودت را فراگرفته است:
در هر جنبش و آرامشت در هر جایگاهی كه به آن درآیی و در هر اندامی كه آن را حركت دهی و در هر ابزاری كه آن را به كارگیری، از او بر تو حقی واجب است.

برخی از این حقوق، بزرگتر از برخی دیگر است و ولاترین حقوق الهی، حق خود حضرت اوست كه پاس داشت آن را بر تو واجب كرده است؛ و این حق، بن مایه دیگر حقوق است و هر حقی از آن ریشه می گیرد.

سپس حقوقی است كه نسبت به اندام های گوناگونت بر تو واجب كرده و از سرتا قدمت را فراگرفته است؛ چنانكه هریك از اندامهای هفتگانه چشم و گوش و زبان و دست و پا و شكم و آلت كه كارها بدانها صورت می بندد، بر تو حقی دارد.

خداوند بزرگ، گذشته از اندامها برای كارهایت نیز حقوقی بر گردنت نهاده است، از این رو، نماز و روزه و صدقه و قربانی و دیگر كارهایت بر تو حقی دارد.

پس از اینها، حقوق دیگر حق مدارانی است كه بر تو حق واجب دارند و از همه واجب تر، حقوق فرادستان توست، سپس حقوق فرودستان و پس از آن حقوق خویشاوندانت.

اینها حقوقی است كه از هریك از آنها حقوق دیگری برمی آید: ...



ادامه مطلب


نظرات :
سربرگ : الگوهای زندگی، سبک رندگی، تربیت و اخلاق، علوم قرآنی و حدیث، اندیشه ومعارف اسلامی، 
برچسب ها :
مطالب مرتبط :






( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات